عروسی و عزا (دل نوشت 30)

دیروز ظهر مراسم چهلم شوهر عمه ام بود، خدا رحمتش کنه واقعا مرد خیلی خوبی بود و هیچ کس هم انتظار فوتش رو نداشت فرشته، اما چیزی که برام جالبه اینه که همه توی این جور مراسم خودشون رو موظف میدونن که شرکت کنن با هم مهربون میشن حتی اونایی که با هم قهرن آشتی میکنن خلاصه اینکه عشق و صفا در اینجور مراسم موج میزنهقلبقلب

اما وای به روزی که عروسی باشه، همه از هم ناراحت و عصبانی میشنعصبانیعصبانی، قهر میکنن قهرقهر، زود بهشون بر میخوره، پشت سر همدیگه حرف میزنن، حسادت و چشم و هم چشمی زیاده خلاصه اینکه تو اینجور مراسم قهر و دعوا و ناراحتی تا دلتون بخواد دیده میشهشیطانشیطان

واقعا چرا اینجوریه؟؟ متفکرمتفکر

/ 7 نظر / 50 بازدید
نفرت از عشق

سلام.... مرسی که وبم اومدی.... اخه...تسلیت میگم... ولی جدا یه حقیقته ها.....عروسی ها اون مشکلا رو دارن!!!!! بازم بیا پیشم.... دوسداشتی لینکم کن بگو منم لینکت کنم... منتظرما....

آسمون

سلام...خدا رحمتشون کنه بیخود نیست که میگن ایرانیا مرده پرستن اما شما بازم فامیلای خوبی دارین بعضی ها تو عزا هم دست از حسادت و چشم و هم چشمی و اذیت و آزار و متلک گفتن و غیبت دست برنمی دارن دنیای عجیبیه [سوال]

mohammadtehrani

خدارحمتش کنه بنظرمن وقتی کسی فوت میکنه همه متوجه میشن که رفتنی هستیم بخاطرهمین باهم خوب میشن ووقت عروسی اینرافراموش میکنیم

سپیده

خدا رحمتشون کنه ، راست می گی تا حالا دقت نکرده بودم[گل]

میثم

آخه بعضیا اینقد حسودن(!!!!) که چش ندارن خوشی بقیه رو ببینن....!!!

مامان سارا

دنیای غریبی است...در شادی ها ما آدمها چشم نداریم خوش دیگران رو ببینیم اما در عزا خوب اون طرف خوشحاله و ما مهربون میشیم و تو دلمون خوشحالیم که جای اون نیستیم