آرامش (دل نوشت 66)

مافوقم حامد جان (خودش یه وقتایی به شوخی میگه با مافوقت درست صحبت کنقهقهه) از مغازه برمی گشت منزل، که من بهش گفتم: حامد بیا حرفهای آرامش بخش بهم بزنیم.

میگه باشه: سرمه آرامش داشته باشخنده

میگم: نه اینجوری نه، یه چیز دیگهشیطان

اینبار میگه: سرمه تو چقدر آرامش بخشی.قلب

مثل اینکه به.... تی تاب داده باشن خوشحال شدم و گفتم: حامد واقعا از ته دلت میگی؟قلب

میگه: از ته دل که نه، بیشتر سر دلم مونده، نمی دونم چرا امشب یه خورده رودل کردم.نیشخند

با عصبانیت گفتم: حااااااااااامممممممممممممدددددددددعصبانی

میگه: حالا خارج از شوخی اگه اون 99% زلزله ده ریشتری که هستی رو در نظر نگیرم، بقیش آرامشیقهقهه

حااااااااااااامممممممممممممممددددددددددددعصبانی

/ 30 نظر / 51 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مريم پارسا

هميشه دخترا مافوقن پسرا زير دستشون.[شیطان] كصصافططططاا[نیشخند]

ali

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود از هرچه زندگیست دلت سیر می شود گویی به خواب بود جوانیمان گذشت گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود سلام خوشحال میشم نظرتون رو تو وبلاگم بخونم

پوپک

[قهقهه]چه رمانتیک!! بهش بگو عاشق همون 99%شدی [پلک] به نظرم خیلی زوج باحالی هستین[رویا] بـــزنم به تـــخته[ماچ]

فهیمه

عزیزم آقا حامد دوست داره و همش باحات شوخی میکنه عسل[گل]

محمد

روحیش ایول داره

الهام

من مردم واسه این حرفای مردا [خنده][خنده][خنده][خنده][خنده][خنده]

شیوا

به نظر من زندگی با تو با این روحیه شادی که داری برای حامد هیچ وقت کسالت بار نمیشه [چشمک]

ندا

مثه همیشه بانمک[لبخند][لبخند]