خونه خانوم هاویشام!!! ( دل نوشت 250 )

دیشب ک حامد داشت میرفت خونه بهش گفتم: آسا خیلی از کشک بادمجونم تعریف کرد، گفت مزه کشک بادمجونای مامانش رو میده.

گفت: آره تو استاد کشک بادمجونی، دیدی ک منم همیشه بهت میگم، کلا هر چی با بادمجون درست میشه رو خیلی خوب میپزی، اصن حرف نداره.

گفتم: ینی بقیه غذاهام اینجوری نیستن؟

گفت: وااااااااای دوباره یه تعریف کردیم آ، حالا تا کی هی من باید جواب بدم ک بقیه غذاهات م خوبه. شکلک های شباهنگShabahang

 

امروز از صبح یه کم مریض احوال بودم، برای همین کلاس نرفتم، و همه ش خواب و بیدار بودم تا عصر.

 

عصر برای اولین بار رگ کزتی  گرفت و از پذیرایی شروع ب تمیز کاری کردم.

اولین دستمال رو ک کشیدم دیدم وااای صد رحمت ب خونه خانوم هاویشام. 

6 ماهه ک کف ش تمیز نشده بود. هر چی دستمال میکشیدم، گِل بود ک جمع میشد.

یه آن فک کردم تو مرداب دارم قدم میزنم و اگه پام رو محکم تر فشار بدم غرق میشم. برای همین آروم آروم راه میرفتم.

فک کن م بیشتر از پنج بار با ماپ تی کشیدم اما بازم اون چیزی ک باید بشه ، نشد.

یهو حس کردم دارم میمیرم، دستام شدید میلرزید، زنگ زدم ب حامد و گفتم: مبلها رو همه جابجا کردم الان از درد دارم میمیرم.

عصبانی شد، گفت: من نمیفهمم الان چ وقت این کارا بود.شکلک های شباهنگShabahang و خدافظی کرد.

من م اینقد ناراحت شدم ک محلم نذاشت.

خودش دلش نیومد و حدود ده دقیقه بعدش زنگ زد و پرسید: چطوری؟

گفتم: هنوز همون جورم.57039_137fs807366.gif

گفت: من دارم انباری مغازه رو مرتب میکنم اما یه کم دیگه کارم تمومه، میام دنبالت بریم دکتر.

اینقد دلم براش سوخت، آخه قبلش هم داشت آماده سازی میکرد برای عصر و اون موقع هم ک مرتب کردن انبار، اونم تو تایم استراحتش، بقیه ک روزه نبودن رفته بودن استراحت اونوقت خودش با زبون روزه تو گرما اینهمه کار میکرد.636019_1237379fdqxrvb3f.gif

گفتم: نه نمیخوام اگه بخوام خودم میرم.

خیـــــلی اصرار کرد اما من قبول نکردم.

بعد از اون هم دوباره استراحت کردم. 

حامد هم چندباری زنگ زد و گفت: غذا سفارش بده برای خودت، یا میخوای من بفرستم؟

گفتم: باور میکنی میل ب هیچی ندارم؟

گفت: البته بجز کباب.34019_j4m1w5950m851i23.gif

 

بالاخره اصرارهاش نتیجه داد و برای خودم این رو درست کردم.

 

اصن فکرش رو هم نمیتونستم بکنم ک تمیز کاری خونه اینقد سخت و بد باشه.

 

یادتونه مرت#$یکه بهم گفت با هم خونه رو تمیز میکنیم ولی الان من دست تنها گذاشته.

 

تی وی نوشت:

یکی برای یه برنامه کامپیوتری توی تی وی اس ام اس داده بود ک چه جوری میتونیم کدپستی  خونه مون رو بفهمیم.خنثی

 یارو هم هنگ کرده بود گفت: خوب روی همه قبضهاتون نوشته شده.خنده

 

 

هی گفتین پستات چقد طولانی، ببینید چند وقته آب رفته نوشته هام.گریه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱ امرداد ۱۳٩٢
تگ ها :