( دل نوشت 188 )

صبح حامد زنگ زد که اومدم خرید، چی میخوای بخرم، منم به شرط اینکه ازم پول بگیرهیول سفارش دادم: گوجه و خیار و بادمجون و پیاز و سیب زمینی و نعنا و موز و طالبی و هندونه و شیر و سرکه و نون و نوشابه. نیشخند

خدایی خوب شد زنگ زدااا،گویا هیچی تو خونه نداشتیم.نیشخند

احتمالا حامد این جوری بوده:هیپنوتیزم

قهقهه

داشتیم با هم حرف میزدیم که از حامد پرسیدیم: حااااااااااااااامد من صدام قشنگِ؟خیال باطل

گفت: بللللله، به به چه صدایی، چه سری، چه دمی، عجب پاییقهقهه

من:خنثی

گفتم: حاااامدمنتظر

گفت: آخ جون، حرف زدی پنیر از منقارت افتاد.قهقهه

من:خنثی

 

برای نهار ماکارونی تو فر درست کردم و خاکشیر هم برای نوشیدنی ابتدایی و برای دسر هم کرم کاراملاز خود راضیمیدونستم که خیلی دوست داره. ( الان دارم فک میکنم میبینم خدا رو شکر همه چی هم دوست داره هااشیطان)

 

با یه عالمه نایلون پراز خوراکی های خوشمزه اومد خونمون، خودش باز هم یه عالمه ( فک کنم بیشتر از دوکیلواوه) کالباس آورده بود و چند تا هم هات داگ.خوشمزه

 

میدونستم زود باید برگرده برای همین بعد از خوردن نهار _ عصرانه براش دسر رو آوردم و کلی ذوق کرد، این اندازه که گفت: وااایخنثی

 

موقع رفتن هرچقدر ازش پرسیدم حساب من چقدر میشه، گفت: خجالت بکشیول

خودم رفتم پول رو آوردم و هرکاری کردم نگرفت.بغل

 

یکی نیست بگه خو حداقل زانو بزن و حلقه رو بده، فردا روزی یاد این خرجایی که برای من میکردی بیوفتی بگی خو زنم شد اشکال نداره، برای خودش میگمااانیشخند

 

یه بار بهش گفتم، حامد اگه یهو 200 میلیون برنده بشی ، چقدرش رو میدی به من؟سوال

گفت: 199 میلیونش رونیشخند

گفتم: خو اون یه میلیون رو میخوای چی کار ینی؟متفکر

گفت: ینی یه تومنش هم دست خودم نباشه؟

گفتم: خو من خیلی خرید دارم، اما تو زیاد اهل خرید نیستی.عینک

گفت: اون یه تومن رو میخوام که اگه مناسبتی شد برای خودت کادو بخرم، خوبه؟قهقهه

 

برای من بادمجون دلمه ای گرفته، یه کاری میکنه آدم رو تو رودرواسی میندازه که دلمه هم براش بپزمقهر

چند تا از بادمجون ها رو نگه داشتم و بقیه شون رو سرخ کردماوه اولین باری بود که این کار رو میکردم، چون همیشه یا مامانم سرخ کرده بود یا اگه نبود میدادم به کسی برام سرخ کنهزبان

به حامد هم گفتم برام بادمجون سرخ شده آماده بیاره اما خوب کو گوش شنواقهر

بعد هم با نعنا و سرکه شربت سکنجبین درست کردم ، گرچه مقدارش کم شد اما ظاهرش که خیلی خوب شده.از خود راضی

 

در انتها یک بار دیگه از شخصی که برام سایت های پست قبل رو گذاشته بود، تشکر میکنم، چون باهاش خیلی ها رو خندوند.خنده

فقط یه زحمتی براتون دارم سایت راههای به زانو در آوردن حامد رو هم کشف کردی، برام بفرست. منتظرم.قهقهه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ٢۱ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :