هدیه روز مرد ( دل نوشت 183 )

دیشب دوبار خودم زنگ زدم به حامد که هر دوبارش رو مامانشسبز جواب داد و فهمیدم که خوابش برده و به من زنگ نزده.عصبانی

ساعت از دو شب گذشته بود که زنگ زد اما جواب ندادم.زبان اس داد که خوابیدی؟ منم نوشتم نهاز خود راضی و خودش زنگ زد.از خود راضی

گفت: نفهمیدم کی خوابم برد و یهو از خواب پریدم و دیدم بهت زنگ نزدم.نگران

گرچه سخت بود اما این بار هم بخشیدمش.شکلک های شباهنگShabahang

دوباره وسطای حرف زدنمون خوابش برد و من چند تا چیز گفتم و قطع کردم.منتظر

 

ظهر شنیستل در اوردم تا اگه اومد بار بزارم اما از اونجایی که اومدنش معلوم نبود و منم خیلی گشنه بودم ، برای خودم سرخ کردم که زنگ زد و گفت دارم میام.58462_gholi_huge.gif

 

من هم یه شنیستل دیگه بار گذاشتم تو ماهی تابه.

و تند تند یه کیک نسکافه ای هم درست کردم.

اومد و غذامون رو خوردیم و قلیون رو هم با کیک و کلی خوراکیهای خوشمزه دیگه استعمال کردیم.

از صبح هم گلو درد داشتم که بدتر شده بودم و من بی زبون چقدر تو عذاب بودم که هی به حامد غر میزدم که حالم خوب نیست.

بعد از اینکه قبول نکردم که بریم دکتر، گفت: اتفاقا مامانم هم حالش خوب نیست و سرما خورده و صبح رفته دکتر.

دیگه ظاهر و باطنم رو خودتون حدس بزنید.نیشخند

 

پ این حامد کی میخواد برای زانو بزنه، دیگه داره دیر میشه هاا، ممکنِ قبول نکنم هااقهر

بهر حال گفتم همین جا بگم، فردا زانو زد قبول نکردم، حرف و حدیثی چیزی توش در نیاد بگین سرمه چرا نگفتی...قهر

 

نه، نگران نشین، هنوز حامد وقت داره .نیشخند

 

در ادامه هم یه عکسِ که توی وب خاتون جونم دیدم، ما که لذت بردیم و بسیار خندیدم.قهقهه

خود گلش هم پیشنهاد داد هدیه روز مرد باشه برای آقایونتونقهقههقهقهه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢
تگ ها :