شباهت (دل نوشت 122)

دیشب به حامد جریان دختره که تعدد خواستگار داشتننیشخند رو تعریف کردم.

حامد هم گفت: سرمه جان شوهر گیر نمیاد.نیشخند دیگه تو این دور و زمونه کدوم پسری میاد ازدواج کنه، مگه نه؟شیطان

جواب دادم: والا من راجع به چیزی که نمیدونم چه نظری بدم، من که دنبال شوهر نیستم اما خوب انگار تو دنبالشی که آمار دقیق داری.قهقهه

 

 

آقا این چه عادت زشتیه که خانواده حامد دارن، هنوز نمیدونن موبایل یه وسیله شخصیه مثل مسواک (البته نه اینقدرم شخصینیشخند) و نباید بهش دست زد.عصبانی

 

ظهر حامد گفت یه کمی میخوابم این چند وقته روزی سه، چهار ساعت بیشتر نخوابیدم یه کمی هم سرما خوردم، نیم ساعت دیگه زنگ بزن و از خواب بیدارم کن.

خوب منم زنگ زدم و حامد که جواب داد، گفتم: سلام عزیزم، چطووووووووورررررررررری؟ نمیخوای از خواب بیدار شی؟

که شنیدم حامد گفت: شما؟

یهو دوباره همون ندای درونم رو حس کردم که این بار به جای فریاد لگد محکمی به من زدنیشخند و گفت: وااااااااااااااااااااای سرمه این بارم باباشهکلافهکلافه

 

آخه چرا یه پدر و پسر اینقدر صداهاشون باید شبیه به هم باشه.منتظر

 

میگن تا سه نشه بازی نشه، واسه ما که توی همین دوبار هم حسابی سه شده خدا به داد بار سوم برسه که چه سه ای قراره بشه.قهقهه

 

 

تو راه برگشتن به مغازه حامد بهم گفت: سرمه میتونم ازت خواهش کنم دیگه چیزی در مورد من نگی و نخوایسوال

با تعجب پرسیدم: منظور؟تعجب

 

گفت: یادته چند وقت پیش گفتی، حامد من الان چهار ساله تو رو میشناسم اما یه سرما هم نخوردی، تو از چی ساخته شدی اینهمه کار میکنی مریض هم نمیشی؟

 

این رو که گفت تازه دوزاریم افتاد و قش قش خندیدم و گفتم آره یادمه قهقهه

 

بدون توجه به حرفم گفت: چند وقت بعدش رو انگشت پام دستگاه افتاد و رفتم ناخن شصت پام رو کشیدم (حدود یک ماه پیش این اتفاق افتاد) بعد هم انگشت دستم اینجوری شد و رفتم عمل کردم و حالاهم که سرما خوردم، من اگه نخوام تو ازم تعریف کنی کیو باید ببینم. در ضمن قضیه تلفن کارتی رو هم هیچ وقت یادم نمیره. (همونی که قبلا یه پست براش گذاشته بودم)

قهقهه قهقهه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۳٠ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :