شغل شریف فالگیری (دل نوشت 121)

دیروز که برای موهام رفته بودم آرایشگاه، توی یکی از اتاقاش دم و دستگاه فال بود.نیشخند (این، اون آرایشگاه تور گردی نبودها)

به خانومه گفتم: ببخشید من یه کم کنجکاوم و اصلا فضول نیستمانیشخند اما تو اون اتاق چی کار میکنید؟نیشخند

خندید و گفت: فال میگیریم از ساعت 3 تا 6 یه خانومه میاد و اسمش رو گفت و ازم پرسید که نمیشناسیش خیلی معروفه.

گفتم: نه؛ فال چی میگیره و چقدر؟سوال

جواب داد: حافظ 10 تومن و تاروت و قهوه 12، فقط بیا ببین چه خبر میشه ظهرا اینجا، از من بیشتر در میاره، ماهی دو تومن، سه تومن راحت درآمد داره. اما شوهرش نمیدونه میاد اینجا فال میگیره به اون گفته تو آرایشگاه کار میکنم.تعجب

من هم گفتم خودمم فال تاروت و حافظ میگیرم و دوستام همه بهم میگن این کار رو شروع کن اما خانوادم بشدت مخالف این کارن.

 

امروز ظهر بعد از تماس گرفتن رفتم اونجا برای فال، غلغله بود.

 

توی اون هاگیر واگیر یه دختره به یکی دیگه گفت:

_ ازدواج کردی؟

_ نه اما خواستگار خیلی دارم.نیشخند

_ اگه یکی رو بهت معرفی کنم میری ببینیش.

_آره چرا که نهنیشخند چی کارست؟ چه شکلیه؟ اوضاع مالیش چه جوره؟ خونه ماشین داره؟

ینی من اینجور بودمتعجبتعجب

_ مهندسه، شرکت داره، قیافش مردونه ست،خونه ماشین هم داره.

_ خونه ش کجاست؟

من: تعجبنیشخند

_ سعادت آباد تو علامه، فقط یه کم سنش زیاده نزدیک 50 سالشه

_ اگه به چهره ش نمیاد مهم نیست.

من: تعجبخنثی

_ نه نمیاد، فقط قیافش مردنه ست ها، شمارت رو بده بهش بدم.

_ اشکال نداره، منم نمیخوام قشنگ باشه که، الان فقط تو هم یه میس کال بنداز آخه من شماره های ناشناس رو جواب نمیدم.

_ باشه، اتفاقا بغیر از تو دو نفر دیگه رو هم بهش معرفی کردم.

من: خنثیخنثی

_ نپسندیده اونا رو ، خیلی سخت پسنده؟

_ نه هنوز نرفته اونا رو ببینه.

_ پس تو رو خدا یه کاری کن اول من رو ببینه.

تعجبتعجب ینی اگه یکی این جریان رو برام تعریف میکرد محال بود باور کنم. مطمئنم اگه قرار بود یه جایی شاخ در بیارم همین جا بود.

 

یه زن دیگه هم به یکی دیگه گفت: مفته بخدا 12 تومن، الان فال دیگه زیر 20 تومن نیست.

 

همچین میگفت زیر 20 تومن نیست انگار نرخ مصوب داره یا رابطه مستقیم با دلار داره که الان این دیگه آتیش زده به مالشخندهنیشخند

بعد از کلی معطلی نوبتم شد. ینی پنج دقیقه هم اون تو نبودم، یه سری حرف کلی زد و که چیز خاصی هم نبود. من مطمئنم که خودم بهتر فال میگیرم.

 

واقعیت تصمیم گرفتم کار فال گرفتن رو شروع کنم، خصوصا حالا که مامانم اینا نیستن به نظرم بهترین فرصته، نمیدونم کار درستیه یا نه اما خوب سمیه امروز هم بهم گفت سرمه این یه استعداده که تو داری چرا ازش استفاده نمیکنی.

 

خوب عزیزانی که براتون تا حالا فال گرفتم و یا میگیرم از این به بعد چون فال گیری شغلم شده و چون حساب حسابه و کاکا برادر، در نتیجه مجججججججججبورم، متوجه که میشید مجججججججججججججبورمنیشخند فقط با پرداخت وجه از جانب شما اقدام به گرفتن فال بنمایم.قهقهه

 

چی کار کنم، برم تو این کار یا که نرم...متفکر

 

 

راستی یه چند وقتیه از پریسا خبری نیست نگرانش شدم.قهقهه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٧:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :