این بهنام نه اون بهنام (دل نوشت 120)

صبح دوباره رفتم آرایشگاهنیشخند و اینبار موهام رو رنگ کردم، حالا دیگه ماه شدم.قهقهه

 

ظهر هم رهسپار کلاس شدم و تا میتونستم اونجا خندیدم و بعد از کلاس هم با سالی دوباره رفتم بنتون و یه تی شرت واسه خودم علی الحساب خریدم تا بعد.زبان

 

و عصر نیز با حامد رفتیم کنسرت، البته حامد یه مشکل کاری براش پیش اومده بود و هرچقدر سعی میکرد پا به پای من بخنده اما ته چشماش خیلی ناراحت بود. حالا هی بره به این و اون کمک کنه آخرش حال و روزش اینه.قهر

 

در کنسرت کلی جیغ و دست و هورا گفتیمهوراتشویقهورا و گرچه من فقط یه آهنگش رو بلد بودم.نیشخند

وقتی اومدیم بیرون گفتم: حامد فکر نمیکردم کنسرت بهنام علمشاهی خوب باشه.

دیدم حامد این شکلیه: خنثی

پرسیدم چی شده؟سوال

گفت: سرمه اومده بودیم کنسرت بهنام صفوی نه بهنام علمشاهی.

قهقهه قهقهه

 

کادوی ولنتاینش رو هم بهش دادم، خیلی خوشش اومد اما بازهم گفت: سرمه باور کن ته دلم ناراحتم، چند بار بگم عزیزم دوست ندارم تو چیزی بخری.

 

شام هم رفتیم یه فست فودی که حامد گفت میگن پیتزاهاش خوشمزست و من تا تونستم چیپس پنیر و نوشابهخوشمزه میل کردمنیشخند.

 

وقتی پیتزاها رو آوردن حامد مخصوص رو جلوی من گذاشت که یه قاچش رو خوردم و خوشم نیومد برای همین پیتزای حامد رو تست کردم و دیدم بیشتر باب طبعم واسه همین گفتم: بیا از پیتزای من بخور و جای پیتزا ها رو عوض کردم.قهقهه

در آخر سر حامد با خنده گفت متوجه شدم این پیتزا رو دوست نداشتی که به من دادیقهقهه

 

در نهایت هم من رو رسوند خونه و خودش رفت مغازه و ازش خواستم دیگه هیچ وقت ناراحت نباشه چون اصلا اخم به چشماش نمیاد.نیشخند

 

یادم رفت این رو بگم: داشتم پیاده میشدم یهو جیغ کشیدم گفتم: ححححححححححامد فهمیدم بهنام صفوی کی بوده.نیشخند

حامد: خنثی

ادامه دادم: همونی که با فریدون آسرایی خوند.

حامد: خنثی اون بهروز صفاریان بود. خنثی

گفتم: ای بابا، پس این بهنام صفوی کی بوده ما رفتیم کنسرتش.قهقهه

حامد هم دستاش رو برد بالا و گفت: خدای مشکلات من رو نمیخواد حل کنی، این شفا پیدا کنه کافیه.قهقهه

بعد هم رو به من کرد و گفت: امشب باید قرص بنفشات رو بخوری، اشتباه نخوریا.قهقهه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :