خواهران متفاوت (دل نوشت 117)

مامان و بابام فردا شب به سلامتی عازم کانادا هستند و میرن زیارت دخترشون و خانواده محترمه شان.نیشخندقلب

سالی هم با اهل و عیال فعلا کوچ کردن اینجا نیشخند

مشکل من با سالی این نیست که اون استاد دانشگاه ست و تمام مدت در حال ترجمه مقالات اما من توی یه کلاس زبان موندم.نیشخند

یا حتی اینکه یه آدم خیلی با دیسیپلین و با اتیکتیه ولی من همه کارام شرتی پرتیه.نیشخند

یا اون همه جا خیلی با شخصیت رفتار میکنه و من هرجا نیشم تا بناگوش بازه. نیشخند

تمیزی وسواس گونه ش هم اذیتم نمیکنه و باعث نمیشه من از شلختگیم دست بردارم.نیشخند

اما باهاش یه مشکل لاینحل دارم اونم اینه که:

سالی از کباب و گوشت قرمز متنفرهگریه و جوجه و مرغ دوست دارهگریه

من چطوری با این درد بسااااااااااااااااازم.گریه

خدایااااااااااااا آخه دو تا خواهر اینقدر متفاوت.گریه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ٢٥ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :