نصایح ارزشمند (دل نوشت 105)

در ابتدا تشکر از همه شما که خواستید براتون فال بگیرم. شماره حساب جهت واریز وجه الحساب متعاقبا اعلام خواهد شد.قهقهه

لطفا دعوام نکنید خصوصا علی آقای صالحنگران چون دیروز با حامد نهار رفتم بیرون و دوباره کببببببببباب خوردمخوشمزه و البته بازم حامد کباب نخورد.منتظر

متاسفانه رستورانش خیلی شلوغ نبود و تنها سوژه یه زن جوون و مرد میانسال بودند که با فاصله از ما نشسته بودند و من نتونستم متوجه رابطه شون بشم.گریه

حامد هم مثل بیشتر اوقات کمی حرف زد در مضرات گوشت قرمز و از همه بدتر کباب کوبیده.شیطان و گفت: من تا قبل از آشنایی با تو بهیچ عنوان کباب کوبیده در رستوران نخورده بودم، چون پدر بزرگوارشاننیشخند به اولادشان متذکر شده بودند که مرغ و جوجه و یا ماهی میل بفرمایند و در صورت تمایل به خوردن گوشت قرمز یا سلطانی که راسته گوساله است و یا بختیاری خورده شود که گوشت چرخ کرده ندارند.

من هم گفتم: چه خانواده سوسولی هستین شما.قهقهه که البته کمی بهش بر خورد اما چیزی نگفت.نیشخند

امروز ظهر هم از خرید مغازه برگشته بود و داشتیم حرف میزدیم که یهو با نگرانی گفت: سرمه یکی زد به ماشینم، خدافظ.

منم ریلکس گفتم: پیاده شو یقه یارو رو بگیر بعد بهم زنگ بزنقهقهه

یه نیم ساعت بعد زنگ زد و گفت ماشین پشتی با سرعت از پشت اومده تو ماشین و خودش گفته اصلا شما رو ندیدم و سپر و صندوق عقب و گلگیر ماشین خراب شده.

و بعد از پرسش درباره جنسیت راننده و اطمینان از مذکر بودن مرد که صداش میومدنیشخند پرسیدم: یقه ش رو گرفتی؟ دعوا کردی؟ قفل فرمون در اوردی؟

گفت: چه حرفیه که میزنی سرمه، مگه من لاتم، دو تا بچه کوچولو هم تو ماشین آقاهه هستن، بنده خدا بچه ها شوکه شدن داشتیم اونا رو آروم میکردیم.

من: خنثی

چند تا حرف آبدار تو دلم بهش زدم و ترجیح دادم در برابرش سکوت کنم.

گفتم: خوب اگه مقصره مدارک رو رد و بدل کنید و برید.

گفت: نه آخه اون بنده خدا هم کاپوتش تو رفته، بیمه بدنه داره باید بیاد افسر کروکی بکشه تا بتونه ازش استفاده کنه.

گفتم: حااااااااممممممممممممممدکلافه بی خیال به تو چه، برو مغازهنیشخند

و از اونجایی که به نصایح من توجه نکرد تا عصر کارشون طول کشید.قهر

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :