خرم حامد (دل نوشت 95)

داشتم با حامد حرف میزدم که یهو بهش گفتم: حامد ازم خواهش کن.

گفت: اونوقت واسه چی؟تعجب

گفتم: دلیل خاصی نداره فقط دوست دارم ازم خواهش کنی.نیشخند

گفت: سرمه خواهش میکنم.

گفتم: نه اینجوری، دوست دارم خیلی خواهش کنی.نیشخند

گفت: سرمه خیلی ازت خواهش میکنم.قهقهه

من: خنثی

بعد هم جناب آقای حامدوک فرمودند: من اگه بخوام به ساز تو برقصم یه ماهه سر از تیمارستان در میارم.خنده

منم خواستم چند تا حرف آبدار بهش بزنم اما دستم رو گذاشتم جلوی دهنم ساکت و بعد هر چی خواستم بلند بلند تو دلم بهش گفتم.قهقهه

همچنین در خلال صحبتهای ارزشمندم به حامد خان گفتم: اینقدر دلم از این میزها کوچولو ها میخواد که غذا رو روش میذارن هر جا میخوان میبرن، دیگه لازم نیست تو پاشی بری سر میز، خود میز میادقهقهه

بعد آهی از ته دل کشیدم و گفتم: روی میزه برام توی یه گلدون کوچیک یه گل رز هلندینیشخند میزاشتی  البته تو زمستون میتونستی برای تنوع از یه دسته گل کوچیک نرگس هم استفاده کنینیشخند بعد غذا رو که خیلی قشنگ هم دلم میخواد دیزاین کرده باشی برام میوردی و میگفتی خرم حامد قهقهه (برگرفته از سریال حریم سلطان و خرم سلطانقهقهه) بفرمایید میل کنید.خنده

بعد منم میگفتم نه مرسی قبلا صرف شده.نیشخند

دیدین طرف مثلا ساعت نهار میاد اولش که بهش تعارف میکنی ناز هم میکنه و میگه نه مرسی نهار خوردم و بعد که با کلی اصرار (که البته منظورم فقط یه بار تعارف دیگه ست خنده) میاد و بیشتر از شما هم میل میکنه.نیشخند

و بالاخره با کلی اصرار و خواهش و تمنا غذام رو نوش جان بکنم.از خود راضی

حامد هم گفت: مگه آشپز استخدام کردی؟ اما اون خرم حامد رو خوب اومدی، اشکال نداره تو بین همه زنام از همه مهمتر باش، فقط یادت باشه خودت گفتیا قهقهه

من:خنثیگریه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۳ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :