اندر احوالات رانندگی ( دل نوشت 94)

ظهر دربدر تمام شیرینی فروشی ها رو زیر پا گذاشتم که یک کیک دخترونه طرح دار بخرم. چون همه جا یا کیک مربع داشتن یا دایره و بالاخره کیک در خور حال رو یافتم. این قنادی رو خیلی وقت بود نرفته بودم و راهی را که قبلا میرفتم، رفتم و با تعجب دیدم همه با سرعت خلاف جهت من در حرکتند. بعد از کمی مورد عنایت قرار دادن خانواده رانندگان گرامی آقای پارکبان محترم که خیلی محترمانه صحبت نمیکردند گفتند: خانوم حواست کجاست؟ داری خلاف میای. تازه فهمیدم جریان از چه قرارهقهقهه

من در رانندگی یه کوچولو بی مبالاتم و یه جورایی مدل رانندگیم پسرونه ست و کلا آینه ماینه تعطیلهقهقهه اما یه چیز که همیشه یادم میره اینه که قبل از روشن کردن ماشین رو از تو دنده در بیارم که ماشین پرش نکنه.قهقهه

کیک رو خریدم و اومدم سوار ماشین بشم و طبق معمول یادم رفت دنده رو خلاص کنم و ماشین رو روشن کردم و یهو دیدم دارم میرم تو دل آقایی که میخواد سوار ماشینی بشه، منم هول شدم و به جای ترمز زدم روی گازقهقهه

یهو دیدم دو تا پا توی هوا هستن، من دیگه از خنده داشتم روده بر میشدم و آقاهه با عصبانیت یه چیزایی زیر لب میگفت.قهقهه 

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢ بهمن ۱۳٩۱
تگ ها :