خنده بر هر درد بی درمان دواست (دل نوشت 7)

شخصیت آدما موضوع عجیب و پیچیده ای که بررسی اون از حوصله اینجانب خارجه. اما خوب شما هم حتما با من موافقید (اگر هم نیستین مشکل خودتونهزبان) که خصوصیات افراد شخصیت اونا رو میسازه و آدمها عموما سفید و سیاه نیستن بلکه خاکسترین با یه مشت کارای خوب و بد.

بنده تقصیر کار هم به اجبار از این قانون بشریت پیروی کرده ام چرا که حتما شنیده اید: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو در نتیجه بعضی از عادات اینجانب هم پسندیده نیستن!

یکی از اونا اینه که من سرمه همیشه خندان هستم. نه عزیزم فامیلیم رو نمیگم همیشه خندانه که. عادت زشت و ناپسندم رو عرض میکنم. 

حتما الان اینجوری شدیدتعجب ( اگه میگید نشدین پس حس تعجبتون خوب کار نمیکنه آ نیشخند)میدونم خندیدن به نفسه چیز بدی نیست اما قصه از جایی بد میشه که عادت کرده باشی به هرچیزی و با عرض شرمساری خجالت به هر کی بخندی (یه وقت فکر نکنید منظورم مسخره کردنه ها، نه باباااااااا) ولی به اندازه یه جو جنبه نداشته باشی یکی بهت بگه بالا چشت ابرو.

واقعیت تصمیم گرفتم از این کار دست بکشم ولی خوب شما هم حتما شنیدید ترک عادت موجب مرض است (خداییش اذیت نکنید این یکی رو شنیده بودین دیگهخنده) و با یه حساب دو دو تا چهار تا به این نتیجه رسیدم که: الان که سالم هستم حامد قصد ازدواج نداره وای به حال اینکه مرض دارم بشم. دیگه تو خواب هم نمی بینمقهقهه

تازه خرج دوا و دکتر هم که دیگه نگو و نپرس. دیدم اینهمه گرفتاری و مشکل به ترک کردنش نمی ارزهچشمک

پس عاقلانه تصمیم گرفتم تا اطلاع ثانوی به خندیدن به همین صورت ادامه بدم.

شاید فرجی شد و حامد سر عقل اومد و جلوم زانو زد و ازم تقاضای ازدواج کرد و منم بله رو گفتم، تا بدون ترس از ترشیدگی و خرج دوا و دکتر، عادتم رو ترک کنم.قهقهه

حالا دیگه نمیدونم اگه کسی مثل من بیخود و بیجهت به همه چیز بخنده و دنبال یه درمان باشه که نخنده، بازم بهش میگن خنده برهر درد بی درمان دواست؟سوال

خداییش سوال رو حال کردید؟ ( مدیون هستین بگین نهنیشخند گفته باشم نگی نگفتی)

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۱ آذر ۱۳٩۱
تگ ها :