فرشته (دل نوشت 86)

از اونجایی که تو هیچ زمینه ای نباید از حامد عقب بمونم، امروز رفتم آرایشگاه و مو هام رو کوتاه کردم.نیشخند

کارم که تموم شد زنگ زدم حامد و گفتم: وای حامد فرشته شدم.نیشخند

اونم گفت: فرشته؟ فرشته کیه؟ مزاحم نشین من خودم یه سرمه دارم، مگه خودتون خواهر، مادر ندارید و بعد گوشی رو قطع کرد.

من:خنثی

فورا خودش زنگ زده میگه: وای سرمه خودتی؟ خدا رو شکر، الان یکی به اسم فرشته مزاحمم شده بود و قاه قاه میخنده.

من:خنثی

بعد رفتیم بیرون و گفت: بریم چی بخوریم؟

جواب دادم: من پایه کباب خوردن هستم.خوشمزه

گفت: نه باباتعجب، جدی میگی؟ چه عجیب تعجب

قهقهه

و رفتیم چلو و کباب کوبیده زعفرونی با کره و پپسی خوردیم.خوشمزه

  
نویسنده : سرمه ; ساعت ٧:٢۸ ‎ب.ظ روز ٢٦ دی ۱۳٩۱
تگ ها :